بخارای من ایل من

کوچی انصاری

نوروزتان فاطمی با عطر دل انگیز صلوات
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ فروردین ۱۳٩٤  

یامقلب القلوب و الابصار

سلام بر تک تک بازدیدکنندگان و هموطنان نیکو نژاد عیدتان مبارکباداما امسال

حسن ختام سال 93 و افتتاح  سال 94 با بوی عطر فاطمه زهراسلام الله علیها

همراه شد.

روز آخر سال 93  خورشید با کسوفش دوبار طلوع و دوبار غروب کرد!

شاید خواست بگوید آمد و شد ایام تکرار تیک تاک ثانیه ها و گردش عقربه ها

طلوع و غروب مکرر همیشه بوده و خواهد بود!

شاید منظورش این بود یک روز میتواند دو روز باشد با دو طلوع و دو غروب

درسی بود که همیشه غروبها اینقدر طولانی نیست و طلوع ها را نیز

با کسوف و خسوفی منقلب گشته و همیشه یک مشرق و یک مغرب مساوی ندارد!

گاهی نیز تعبیری دیگری دارد.

شاید این ما هستیم که به یکنواختی عادت کردیم در صورتی که  همین کره خاکی

کوچک در قطب آفتاب نیمه شبی نیز دارد یا جایی که شش ماه تابستان

و شش ماه زمستان است.

خب اینها بهانه ای است برای شروع دیگر برای خود شناسی و خود سازی اگر همین

گردشها و فصلها  و آغاز و پایان ها  وجود نداشت دنیا ما تکراری و بی روح می شد

و چه زیباست ما نیز با بهار خانه تکانی دلمان شروع کنیم.

و قدمی به انسانیت و عبودیت خالصانه نزدیک تر شویم.

به دوستی پیام دادم سال خوبی داشته باشی!

جواب نوشت:

من به شما توصیه میکنم سال خوبی را برای خود خلق کنید به فکر آمدن

روزهای خوب نباشید آنها نخواهند آمد!

به فکر ساختن باشید روز های خوب را باید ساخت!

********

یادم افتاد به مطلبی که روزی از بزرگی دعوت کردن به منبر رود و مردم را موعظه کند

از مغرب و مشرق خلق راه افتادند طوری که دیگر در میدان شهر جای نشستن نبود

شیخ به منبر شد ولوله ای برخواست هرکس میخواست نزدیک تر باشد تا صدای

شیخ را بهتر بشنود مو‍‍‍ذن برخاست و ندا داد

خدایش جزای خیر دهد هرآنکس که در آن مقام که هست یک قدم فراتر آید!

شیخ فرمود و صل الله علی سیدنامحمد و ال محمد

و از منبر پایین آمد و برفت گفتند ای شیخ مجلس با این همه خلق چرا چیزی نمی گویی؟

شیخ گفت آنچه خدای خواست و جمله انبیاء بفرستاد تا بگویند

این موذن در یک جمله خلاصه کرد!

حال با تبریک سال نو به همه شما دوستان خدایش جزای خیر دهد هر کس

در آن مقام که هست یک قدم فراتر آید!

بر چهره دلربای مهدی صلوات