بخارای من ایل من

کوچی انصاری

کاردل
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٦  

سلام

خوبید خوشید ای بابا چته اخماتوواکن مگه کشتی ت غرق شده

اینه دیگه سهم مااززندگی

دلت گرفته نه آخیش ! دل داشته باشی میگیره دیگه

کاردله کاردل

اصلا ولاتجسسوا میدونی چیه خب میدونی ولی کافی نیست

ولا...راهم فراموش نکن  هی کاسه به کوزه کوزه به کاسه که چی

دوشیزه محترمه مکرمه آیا.....

یافرق نمیکنه توآره باشمام آره اون آقا سبیلویه

بله دادید به خیروخوشی مبارکه

حالاهی تحقیق هی غیرت اضافی قندسوزچربی سوز فسفرمغزت وخراب میکنی

یعنی منودوستداره نه نداره ...داره نداره چی چته کجایی میخوای چی بدونی

خب آقای خونه همراه شاطرامیره همرا گارسونا میادتابوق سگ کارمیکنه

معذرت میخوام مثل خرعصار چشمشوبه روی همه چیزبسته

فقط به توفکرمیکنه آینده توخوشبختی بچه ها

خانم هم که جای خودداره تاتوکمربسته ی اونم حلقه بگوشته

بشوربیاربپز

فکروذکرش شده مردخونه خب دیگه چی میگی

بددلی وسواس غیرت مردانه حسد زنانه

زندگی روخراب میکنه خانم تا دودقیقه بیکارمیشه هی میگه

نمیدونم منودوستداره یعنی صغری را یامنو اولش چی اونو یامن

آقایون هم

ای بابا حافظ سلطان عشق میفرماید

حافظ چونافه زلفش بدست توست

دم درکش ارنه باد صبا را خبر شود

یعنی ناشکری نکن تجسس نکن مگه چی کم داری که کسی دیگه رو دوست داشته باشه

این خودتی که ضعف داری نه اون آخه کمی اعتماد به نفس حله دیگه

راستش من که اصلا به این چیزا فکرنمیکنم

یعنی فکرمیکنم ما آدم وحواییم وهیشکه دیگه نیست

البته در دایره قسمتو میگم ناراحت نشی یه وقتی امیدوارم که همه اینجور

فکرکنن راحت سبکبال پروازکنید

به امرات دیگه زندگی برسید این قسمتش

بااجازه بزرگترا باتوکل بر خدا

باکسب اجازه ازحافظ

من به عفوگناهت ضمان شدم

حال پاشوپاشوکه دیرت نشه

بسم الله الرحمن الرحیم

قل اعوذ برب الناس......

قل اعوذبرب الفلق....

دل آرام گیرد به یاد خدا دیدی حله دیگه


کلمات کلیدی: