بخارای من ایل من

کوچی انصاری

طناب را رها کن!
ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٦  

توکلنا الی الله یعنی چه؟

نمیدانم شماهم ازآن گروهی هستید که درکارها به خداتوکل میکنید

خوبه خداراشکرولی از چه نوعی؟

یه موضوعی ازتوکل شنیدم حیفم اومد اینجا ننویسم

یکباریک صخره نوردی تنهایی با ابزار کوه نوردی قصد

عبوراز جایی خطرناک داشته که درشب تاریک از بخت

بد قلاب به صخرگیرنمیکنه وپرت میشه پایین

ولی با بندویژه کوهنوردی که به کمرش بسته

بوده میان زمین وآسمان معلق میمونه

خوب معلومه هرکس باشه ازته

دل دادمیزنه خدایا نجاتم بده

کوهنوردنگون بخت ماهم فریاد میزنه

یاخداکمک کن!

ناگهان صدایی میپرسه بنده من چقدر به من ایمان داری

وبه من اعتماد میکنی

میگه خدای من خیلی فقط کمک کن نجات پیدا کنم

صدا میگه خب بنده من حالا که انجوره

طناب ورهاکن وازکمرت باز کن

کوهنورددودستی طناب ومیچسبه ومحکمترو

محکمترمیگیره

صبح همون روزوقتی گروه نجات میرسند

میبینند یک کوهنوردی ازسرما

یخ زده ومرده

وسخت به طناب ایمنی چسبیده

درحالیکه فاصله ش

تا زمین فقط یک متره!!!


کلمات کلیدی: